
مراسم اختتاميه دومين جايزه عكس شيد شامگاه گذشته ـ 28 آذرماه ـ در تالار استاد جليل شهناز خانه هنرمندان ايران و با اجراي حسين رضايي و قدرداني و تجليل تصويري از زندهياد «حاج اسماعيل زرافشان» آغاز شد.
پس از پخش کليپ عکاسباشي با صداي، جاويد عسگري، پيمان هوشمندزاده ـ دبير دومين دورهي جايزهي شيد ـ در جايگاه حاضر شد و گفت: شيد که نور باشد براي آن است که ببينيم. ببينيم و هر آنچه هست را حفظ کنيم.
او ادامه داد: ما تاريخ تصويري اين مملکتيم؛ مملکتي كه پر از اتفاق، پر از تناقض و پر از انرژي است. ما به خاطر شيد اينجا هستيم. شيدي که از ما ميخواهد به وضعيت اجتماعيمان، به موقعيت سياسيمان و به نابهساماني فرهنگيمان حساس باشيم. شيدي كه از ما ميخواهد عکسالعملمان عين عکسهايمان باشد.
هوشمندزاده گفت: ما در جايي زندگي ميکنيم که پر از بهترينها ،بدترينها، بيشترينها، کمترينها و پر از ترينهاست. ما در چنين جامعهاي زندگي ميکنيم و چشم جامعه هستيم. اين وظيفه و مسئوليت ماست. ما چشم ايرانيم. چشمي که بايد آن را پاک نگه داريم. چشمي که بايد باشد تا ما از ايراني عکس بگيريم که هست و به جايي برسيم که بايد باشد.
آخرين جملهي مورد اشاره هوشمندزاده هم تاکيد بر فراموش نکردن حرف زيباي بهمن جلالي بود که ميگفت:
« ما مملکتمان را با عکس ميسازيم.»
سپس مرتضي فرجآبادي ، دبير سرويس عکس خبرگزاري ايسنا و ساتيار امامي ، عکاس خبري روي سن آمدند تا نشان سايت عکس آنلاين در سال 1390 را به اسماعيل عباسي به پاس ترجمه کتاب «فتوژورناليسم» اعطا کنند.
اسماعيل عباسي پس از دريافت لوح سپاس از سوي نماينده عکاسان خبري در سخناني عنوان کرد: من براي دل خودم کار ميکنم. دلم ميگويد جامعهي عکاسي به اين نوع کتابها و به طور کلي به اين نوع خدمات نياز دارد. اين انجام وظيفه را خودم براي خودم تعيين کردهام و از اين بابت هيچ طلبي از جامعهي عکاسي ندارم و هيچکس را وامدار و مديون خود نميدانم.
اين عكاس معتقد است: جايزهي شيد هشدار محکمي بود به من عکاسي که ميدانم، در همين سالن پيوسته براي پيشکسوتان فيلمساز، تصويرگر و هنرمندان ديگر مراسم بزرگداشت برگزار ميشود. سهم تلاشگران عکاسي از اين مکان به دليل کم توجهي عکاسان به خودشان منحصر شده است. به زماني که جنازهي عکاسي را دم در ورودي خانهي هنرمندان قرار بدهند و برايش فاتحه بخوانند.
به تعبير او، جايزهي شيد هشداري است از طرف چند جوان علاقهمند که من عکاس دريابم. راه توفيق و سرفرازي جامعه عکاسي در اين نيست که با اهانت به ديگران در وبلاگهايمان گسستي را در جامعهي عکاسي به وجود بياوريم و با نفي ديگران به اثبات برسيم. که هرگز از اين طريق به بالندگي دست نخواهيم يافت.
عباسي تصريح كرد: جايزهي شيد به من عکاس يادآوري ميکند که هنوز مهر هست، مهرباني هست، قدرشناسي هست. اين قدرشناسي نه از يک فرد که از حرکتهاي درست عکاسي است. اين قدرشناسي از جامعهي عکاسي است و به همين دليل است که اين قدرداني را قدر مينهم و به احترام آن سر فرود ميآورم.
او در پايان سخنانش گفت: به اميد آنکه جامعهي عکاسي مجموعهاي يکپارچه بدون گسست و با عشق و سرفرازي به حيات خود ادامه دهد.
مريم زندي ـ هنرمند عكاس ـ نيز نمايندهي ديگري بود که برگزارکنندگان جايزه شيد و جشن عکس آنلاين از او خواسته بودند تا نشان بعدي عکس آنلاين را به «کتايون دهچمني» ـ مدير گالري شماره شش ـ به پاس برپايي نمايشگاههاي عکس مستند اجتماعي اعطا کند.
دهچمني نيز خطاب به حاضران گفت: گالري شماره شش، خانهي کوچکي براي عکاسهاست.
او از عکاساني که با برگزاري نمايشگاه از اين خانه حمايت کردهاند،قدرداني کرد و از بهمنپور مدير نشر نظر براي همراهي در انتشار کتابهايي که يادداشت هر نمايشگاه به شمار ميرود، تشکر کرد و از حاضران خواست تا نمايشگاهها را پيگير باشند و جزو بازديدکنندهها و برگزارکنندگان آن باشند.
نشان سوم عکس آنلاين در سال 90 به «کافه مانيا» اعطا شد.
علي آقاربيع ـ دبير آژانس عکس جام ـ براي اعطاي اين نشان روي سن حاضر شد و با اشاره به اينکه يکي از مشکلات عکاسان مستند ارائه آثارشان بصورت نمايشگاه در فضاهاي عمومي است، نشان عکس آنلاين در سال 90 را به کافه مانيا به پاس برپايي نمايشگاههاي عکس مستند اجتماعي در اين کافه اعطا کرد.
يحيا مسعودي نژاد ـ مدير کافه مانيا ـ نيز با اشاره به اينکه اين کافه برپايي نمايشگاههاي عکس را در بخش جانبي خود انجام ميدهد، گفت: مفتخرم که جايي مثل گالري شماره شش هست که با شوق و ذوق فراوان وقت و انرژي هزينه ميکند تا فقط عکس مستند اجتماعي نمايش دهد و براي اين اتفاق به كتايون دهچمني تبريک ميگويم.
در ادامه برنامه، سيفاله صمديان ـ عكاس ـ به صحنه آمد تا به پاس برپايي اکسپوي عکس تئاتر و فروش آثار به نفع مجيد بهرامي ـ هنرمند مبتلا به سرطان ـ آخرين نشان عکس آنلاين در سال 90 را به انجمن عکاسان تئاتر اعطا کند.
براي دريافت اين جايزه، رضا موسوي و مسعود پاکدل به نمايندگي از انجمن به روي صحنه آمدند.
سيفاله صمديان گفت:جلسه به زيبايي با بزرگداشت مردي که خندان آمد و خندان رفت، ولي من ميدانم که دلش چقدر شکسته بود؛ آغاز شد. اسماعيل زرافشان را در اين جمع، مطمئنا بيش از دو سه نفر، به خوبي نشناسد.
او گفت: زرافشان سالها عکاسي کرد. ويژگي بزرگش خندهي هميشگي روي لب، رهايي دروني، آزادگي، بيغل و غش بودن و نداشتن عقده بود. به او بسيار ظلم شد؛ ظلم اجتماعي اقتصادي فرهنگي و هنري كه گويا همهي اين ظلمها را براي او به وديعه گذاشته بودند.
صمديان تصريح كرد: او از زمينهاي خاکي گرفته تا شهرهاي دوردست را براي هر مسابقه عکاسي ميکرد.استاديوم شيرودي و آزادي هم که جاي خود داشت. با چه لنز و چه دوربيني که کار نميکرد.
بهگفتهي اين عكاس، زرافشان با امکانات خيلي حقيرانهاي عکاسي ميکرد.در اولين سفر حرفهيي عکاسي از طرف خبرگزاري پارس که بعدا شد (جمهوري اسلامي) براي بازيهاي آسيايي در هند با او همراه بودم. حضور گرم، صميميت، خندهها و آوازهاي قديمي در فاصلهي بين بازيها از خاطرات من با اوست.
او تصريح كرد: عکسي از او در کنار عکاس ژاپني دارم که تفاوت ظاهري دوربينها و لنزها هم به لحاظ طول لنزها و هم تفاوت غير ظاهري آنها در کيفيت نورگيري که طبيعتا ژاپنيها براي هر مسابقه لنزهاي مخصوص آن سالن و بازي را داشتند و حاج اسماعيل ما يک دوربين و يک لنز براي همه آنها بدون کيفيتهاي حرفهيي لازم داخلي داشت.
صمديان، زرافشان را يک مرد دانست و افزود: او براي دهها رشتهي ورزشي با دوربيني ساده با آداپتوري خاص، حتي لنز تله خود درآوردياش عكاسي كرد و بايد اين مرد را که از او به خوبي در اين مجلس ياد شده، بيشتر بشناسيم.
اين هنرمند سپس به ماجراي مجيد بهرامي و کار بچههاي انجمن عکاسان تئاتر اشاره کرد وسپس از سيامک زمردي مطلق، ابراهيم حسيني و فروغ ميرطهماسب ياد کرد که به کمک مديرعامل خانه هنرمندان ايران بزرگداشت و کمک استثنائي عکاسان را با فروش عکسهايشان براي نجات جان يک عکاس را انجام دادند.
او گفت:اميدوارم اين اقدام، تا انتها ختم به خيرشود، زيرا حضورش در آلمان درمان شش ماههي طولاني را ميخواهد. چه شب زيبايي بود وقتي بعد از شيميدرماني در منزل به صورت آنلاين او با براي ما در اين سالن حرف زد. آنجا براي اولين بار به تکنولوژي و اسکايپ از ته دل آفرين گفتم. حرفهاي زيبايي زد که نميتوانم با همان اثرگذاري آنها را نقل کنم. دست همهتان درد نکند بچههاي تئاتر؛ اميدوارم گروههاي ديگر و مسوولان ياد بگيرند. قبل از صحبت دربارهي اين حرکتهاي نادر و زيبا بايد يکسري کارهاي عمومي و زيبا کرد. تا روز به روز اين زيباييها در فضاي فرهنگي و هنري بيشتر شود.
ادامه اين مراسم به سخنراني مجيد سرسنگي ـ مدير عامل خانه هنرمندان ايران ـ اختصاص يافت.
سرسنگي گفت: حوزهي عکاسي و به ويژه عکس مستند و اجتماعي بيشک در ايران و جهان جايگاه خود را يافته است.نميتوان هيچ واقعهي بزرگي را بدون دخالت عکاسان مستند اجتماعي نام برد که حتي گاهي براي ضبط لحظات واقعي زندگي مردم جان خود را به خطر انداختهاند.
او اظهار اميدواري كرد تا در سالهاي آتي هم تعداد عکاسان و هم مجموعه عکسهايشان در جشنواره بيشتر شود.
به تعبير او، عکسها نشانگر تعهد عکاسان مستند اجتماعي نسبت به وضع زندگي نه تنها مردم خود بلکه ساير کشورهاست؛ همانطورکه جايزهي سال قبل به عکسي در حوزهي افغانستان داده شد.
سرسنگي خاطرنشان كرد: دغدغهي آنها جهاني است. بايد عکاس مستند اجتماعي بتواند با نگاه زيبا به بشريت و يافتن تيرگيها و نمايش برخي پلشتيها آنها را به زيبايي و هنجار اجتماعي تبديل کند.
مديرعامل خانه هنرمندان ايران در اين مراسم يك خبر خوش براي جامعه عكاسي داد و افزود: از ابتدا در خانهي هنرمندان جاي خالي عکاسان در شوراي عالي خانه هنرمندان احساس ميشد. نبايد عضوي از جامعهي عکاسان در شورا نباشد و در سياست گذاريها دخيل نبوده و در تقسيم همان يک ذره امکانات سهيمي نداشته باشد.
او گفت: بعد از پيگيريها در جلسه گذشته شوراي عالي خانه هنرمندان، کليات عضويت سه صنف جديد در شورا تصويب شد. يکي از آنها صنف عکاسان بود كه اميدوارم بر اين تصميم در مجمع خانهي هنرمندان در اواخر ديماه سال جاري صحه گذاشته شود. اين امر به سبب شايستگيها و زحمات خود عکاسان است.
سرسنگي سخن خود را اينگونه ادامه داد: اين حرکت انجمن عکاسان تئاتر در تامين بخشي از هزينههاي درماني مجيد بهرامي بسيار انساندوستانه و زيبا بود. اگر جمع هنري و هنرمندان ما به فکر يکديگر باشند، آيندهاي بسيار پربار براي فرهنگ و هنر اسلامي متصور است.
در ادامه برنامه، با حضور کاوه کاظمي، محسن راستاني، حسين فاطمي، پيمان هوشمند زاده و مجيد سرسنگي بخش اعطاي جوايز به استعدادهاي جوان و برگزيده جايزه شيد آغاز شد.
محسن راستاني ـ داور جايزه عکس شيد ـ در اين بخش گفت: هميشه منتقد جشنوارهها هستم، زيرا از آنها نه عکس برجسته، نه آدم متفاوت، نه سبک متفاوتي بيرون ميآيد. خوشحالم که نسل جوان و بسياري از دوستان پيشکسوت متوجه اين مساله شدهاند که ما بايد از اين غوغاي تماما تشريفات و سکه و صله و صلوات دور شده و خود و تاريخ و جامعهي خود را يکبار ديگر از طريق عکسها مرور کنيم.
به گفته او، بلوغ و تأمل تاريخي در نسل حاضر در حال وقوع است تا خود را يافته و گزارش درستي از جامعه و زمانه خود ارائه دهد. عکاسي ايران عکاسي حرفهيي نيست و نخواهد بود تا زماني که چنين جمعي را چيدمان کرده و افکارشان را منضبط کند. با 53 يا 54 سال سن در شرايطي هستم که ارباب جرايد و مسوولان فرهنگي کشورم نميتوانند من و امثال من راشناسايي کرده و قيمت گذارند و آزاد بينند.
راستاني افزود: هنوز نميتوان در خيابان دوربين در دست گرفته بدون هراس از اينکه قسم خوردهاي پيدا شود و از من بپرسد چرا عکس ميگيري ،بعد هم بگويد شما هماهنگ نيستيد. وقتي در خيابانهاي خرمشهر افراد در مقابلم کشته شدند و من از آنها عکس ميگرفتم هيچ کس نميگفت شما هماهنگ نيستيد.
اين هنرمند عکاس با بيان اينکه امروزه ظاهرا بايد براي حقيقت هماهنگ باشيم، تصريح کرد: براي عکاس بودن يک ثمره فرهنگ و تاريخچه قائلم. متاسفانه در کشور ما همه چيز يکباره رسميت و اعتبار خود را جلب ميکند. به زعم او، اين شيوه غيرحرفهاي است که فردي با اولين فيلمش فيلمساز و با اولين شعرش شاعر شود. نبايد چشمان خود را به چيزي کمتر از فوقالعاده عادت داد. عکس يا اوت يا فوقالعاده است.
وي ادامه داد: عکس متوسط گزارش بدي در تاريخ است،پس خود را براي عکس فوقالعاده آماده کنيد. بايد فراتر از جشنوارهها مسير حرفهاي را پيش ببريم و چيدمان سازمان حرفهاي در عکاسي ايران را شکل دهيم.
راستاني معتقد است: با خريد يک دوربين خوب نميتوانيم به عکس خوب برسيم. بايد سازمان جشنواره و مسابقه در ايران در هر سازمان دولتي به كارگاه تبديل شود. عکاسي را بايد از استاد ياد گرفت. يک استاد خوب شاگرد خوب است. اين روحيه در اساتيد و شاگردان سبب کشف حقايق زيادي ميشود.
او در پايان حرفهايش با تشکر از پيمان هوشمندزاده براي پيشبرد حرک جدي اين جمع ،تاکيد کرد: من به او و حقيقت در ايران کمک ميکنم.
کاوه کاظمي ـ ديگر عضو هيات داوران ـ نيز در ادامه اين برنامه عنوان كرد: با عکس گرفتن زياد ميشود متبحر شد و ياد گرفت، نه با اين داستان استاد بازي و استاد پروري و استادان دانشگاه و دکترا و ... كه اگر اينها که ميروند دانشگاه و سه چهار سال بعد ميشوند کارشناس عکاسي، همان سه چهار سال را وقت گذاشته بودند و عکس ميگرفتند عکاسهاي بهتري ميشدند.
وي تاکيد کرد: اين چند نفري که انتخاب شدند مجموعههايشان کاملا متفاوت است. ما در اين کشور همه چيز داريم و... مثل همهي ممالک.پس نبايد از نابههنجاريهاي اجتماعي کسي هراسناک شود، اين عکسها نبايد کسي را آشفته کند.
آخرين نکته مورد اشاره اين عضو هيات داوران در مراسم پاياني جايزه عکس شيد، يادآوري اين مساله بود که روز جمعه که نمايشگاه افتتاح شد کسي از من پرسيد چرا همهاش عکسهاي اينجوري داريد؟ ميگويم ما فقط عکسهايي که به ما ميرسند را ميتوانيم داوري کنيم. اگر کسي عکسهاي خوشحال، شادکننده، نويدبخش ميتواند بگيرد در سالهاي ديگر حتما بياورد داوري خواهد شد.
شهيدالعلم ـ داور سرشناس بنگلادشي ـ و منوچهر دقتي ـ از مصر ـ که ديگر داوران اين جايزه بودند نيز با ارسال پيام ويدئويي نظرات خود را نسبت به اين جايزه ابراز کردند.
در بخشي از پيام شهيدالعلم آمده است:« من شهيدالعلم از بنگلادش هستم. سالهاي زيادي است که با عکاسي ايران آشنا هستم. چهرههاي برجستهيي چون زندهياد بهمن جلالي و عباس کيارستمي عکاسان مطرح ديگري که در سراسر دنيا دارد را، ميشناسم. البته پيش از اين هم در ايران داوري کردهام. در اين دوره از مسابقه، با عکسهاي بسيار خوب که سياه و سفيد عکاسي شده بودند، شگفتزده شدم. اين عکسها خاطره حضورم در ايران را زنده کرد. اميدوارم به زودي ايران و در جمع شما باشم.»
منوچهر دقتي نيز در پيام تصويري خود گفت: « سالهاي گذشته از ايران دور بودم، اما بهطور روزمره کار عکاسهاي ايراني را دنبال کرده و ميکنم. مخصوصا در عکسهايي که شما فرستاده بوديد توانستم ببينم که عکاسهاي ما چگونه در سطح بينالمللي ميتوانند کارهايشان را عرضه کنند.
ما عکاسان معروف ايراني زيادي داريم. عباس عطار، آلفرد يعقوبزاده، رضا دقتي و... اميدوارم عکاسهاي جديد نه تنها دنبالهرو اينها باشند بلکه کارهاي بهتري هم نشان دهند.»
نکتهي مهم مورد اشارهي دقتي دربارهي عکاسي سياه و سفيد بود. او در اين باره يادآوري کرد: «عکاسي سياه و سفيد جاذبهي خودش را دارد، ولي اگر مطبوعات جهان و يا نشريات مهم دنيا را ببينيد، متوجه ميشويد تقريبا از عکس سياه و سفيد استفاده نميکنند، مگر برخي موارد خاص! بنابراين توصيه ميکنم بيشتر در عکاسي، رنگي کار کنيد. اميدوارم سال بعد يا در آينده خيلي نزديک کارهاي خيلي بهتري از شما ببينم. به هر حال با شناختي که از محيط و جو جامعه ايراني دارم ميدانم شما عکاسها با مشکلاتي روبرو هستيد. بازهم به شما تبريک ميگويم که ميتوانيد در هر شرايطي کارهايتان را به نتيجه برسانيد.»
در بخش پاياني اين برنامه آذين حقيقي، ابوالفضل نسائي، بابک بردبار، تهمينه منزوي، حامد بادامي، سينا شيري و محمدرضا سلطاني هفت استعداد جوان عکاسي مستند ايران بودند که از سوي هيات داوران دومين دوره جايزه شيد براي حضور در يک ورک شاپ اختصاصي با کاوه کاظمي انتخاب شدند و به هر يک از ايشان لوح سپاس از سوي جايزه شيد اعطا شد.
تهمينه منزوي با مجموعههاي «باغ انگوري» و «عروسک کوکي» دومين جايزه شيد را از آن خود کرد.
جايزه برگزيدهي اصلي شيد نيز يک سکهي بهار آزادي بود که از سوي بانک اقتصاد نوين تامين اعتبار شده بود.
مجيد سرسنگي نيز يک سکه بهار آزادي به جايزه نخست اضافه کرد و اعلام کرد شرايط برگزاري نمايشگاهي را براي تهمينه منزوي بهعنوان برندهي دومين جايزه شيد در آذرماه سال 91 در خانه هنرمندان ايران فراهم خواهند کرد.
او تاکيد کرد: اعتبار جايزه شيد نه به سکهها و نه به پولش است، بلکه به افرادي است که از آن حمايت ميکنند. شيد اگر صدساله هم شود، جايزهي نقدياش هم فقط يک سکه باشد، افتخار ميکند که آدمهاي بزرگي از آن حمايت ميکنند.
ثبت عکس يادگاري 7 استعداد جوان عکاسي ايران و هيات داوران در قاب دوربين ،پايان بخش دومين دوره جايزه شيد بود.
